سه شنبه 4مهر 96 صبح ساعت ی ربع به 6بیدارشدیم برا بابا لقمه گرفتم لباس پوشیدیم و رفتیم دنبال مامان جون و ی ربع به هفت بیمارستان بودیم اونجا بهمون اتاق دادن که خصوصی خواستیم شد 510بعد لباس اتاق عمل پوشیدم،صدا قلب نی نی رو شنیدن تب و فشار منو گرفتن و گفتن 8.5میفرستیم اتاق عمل تا دکتر بیاد،ی ربع به 9بود اسمم رو خوندن با مهدی و مامان و مامان مهدی خداحافظی کردم
برچسب:
نویسنده: ترانه حسنی
تاريخ: يکشنبه
9 ارديبهشت
1397 ساعت: 2:43